محمد رضا واليزاده معجزى

32

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

على مردان خان هم بىسواد بود و هم سنين عمرش از ساير خوانين بيرانوند كمتر بود و به حكم قاعده ايلى نمىتوانست رئيس بر همه ايل باشد . لكن به واسطه دانايى و بصيرت در امور عشيره‌اى و طايفگى و مقدارى هم به واسطه سخاوت ، از همه خوانين بيرانوند پيش افتاد و عملا بر ايل بيرانوند حكومت مىكرد . تا هنگامى كه او زنده بود رشته اتحاد بين خوانين محكم و قدرت ايجاد انشعاب و اختلاف نداشتند و چون هدف كلى آنها ادامه هرج‌ومرج و جلوگيرى از ورود قواى انتظامى دولت به لرستان بود ، لذا نمىگذاشت در ميان خوانين شكافى ايجاد شود و هرطور بود آنها را به خطرات دشمنى و انشعاب متوجه مىنمود و با تمام وجودش مىكوشيد كه يك نفر ارتشى يا ژاندارم به لرستان وارد نشود و اگر . . . سردار سپه [ به قدرت نمىرسيد ] بعيد نبود كه لرستان . . . از ايران جدا شود ، چنانچه اشاره كرده‌ايم . در همان اوقات كه امير احمدى در تدارك حمله به خرم‌آباد بود يك نفر از سربازان تيپ بروجرد كه در يكى از برجها رئيس بود و با تيره زيد على دائما زدوخورد مىكردند ، گويا از شغل خود ناراضى و خسته شده بوده و مقارن اين حال به دخترى از اين طايفه دل‌باخته مىشود و به سران طايفه زيد على پيغام مىدهد كه اگر من به شما ملحق بشوم و تفنگم را هم تسليم كنم ، آيا در قبال اين خدمت دختر موردنظر را به من تزويج خواهيد كرد يا نه . آنها برايش سوگند ياد مىكنند و مطمئنش مىسازند . او هم كه عنان عقلش به دست عشق بوده ، پست نظامى را ترك و اسلحه را تحويل كدخدايان مىدهد و در ضمن دو برادر خويش را نيز با خود مىبرد و مدتى در ميان طايفه مزبور مىماند . ولى آنها نه‌تنها دختر را به وى ندادند ، بلكه پست‌ترين شغلها را كه گله چرانى بود به وى محول كردند . در يكى از روزها كه على مردان خان به ميان طايفه مزبور رفته بود ، ولى الله نزد او رفت و از دست كدخدايان زيد على به او شكايت كرد . على مردان خان ولى الله و دو برادرش را به اتفاق خود به قريه فلك الدين واقع در شمال غربى [ خرم‌آباد ] برد و نگاهبانى و حفاظت چادر ويژه‌اى را كه خوابگاه او و خانمش اشرف خانم قاجار بود به اين سه برادر واگذاشت . در يكى از شبهاى همين سال اين سه برادر معلوم نشد به چه علت مصمم به قتل على مردان خان شده و . . . او را به قتل رسانيده و خورجين ليره را از زيرش بيرون كشيده . . . به سمت كمرسياه كه در مشرق خرم‌آباد و روبروى قريه فلك الدين مسكن و مقتل على مردان خان قرار دارد ، فرار مىكنند . ظاهرا چون هوا تاريك بوده راه را گم مىكنند . سرانجام